تبليغاتX
خورشید مغرب
دین و سیاست و اندیشه در منظر انتظار
بسم الله الرحمن الرحیم بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین »        اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً »        


بسم الله الرحمن الرحيم

« السلام علیک یا صاحب العصر و الزمان »


      « ...

      هرروز را با يادت شب مي كنم و هر شب منتظرت، در تاريكي شب هاي ظلماني، منتظر شنيدن صداي گامهايت در پس كوچه هاي انتظار هستم، آري من منتظر توام که خود نیز منتظر خودی!!!

      بیش از 1170 سال است كه شيعيان، اين مظلومان هميشه تاريخ، انتظار آمدن لحظه اي را مي كشند، انتظار آن لحظه كه عطر و بوي خوش محمدي ( صلي الله عليه و آله ) سراسر جهان را يك بار ديگر معطر كند. انتظار آن لحظه اي كه خاطره مظلوميت حضرت زهرا و علي ( عليهم االسلام ) و فرزندانشان را درخود نهفته دارد. انتظار لحظه اي كه در آن طنين: « اين الطالب بدم المقتول بكربلا » زمين و آسمان را فرا مي گيرد.

      در آن لحظه نوگل نرگس و اميد شيعيان از راه مي آيد. از سفري دور، به دوري قرن هاي طولاني، كوله بار سفر « انتظار » را زمين نهاده و از درون آن، سبزي و طراوت و عدل و عدالت را كه ارمغان سفر براي منتظران چشم به راه است بيرون مي آورد. مي دانم خود او نيز منتظر آن لحظه است، لحظه اي كه در زمين و آسمان بانگ: « اين المضطر الذي يجاب اذا دعا » طنين انداز شود.

      در پس اين قرن ها چشمانم به در دوخته شده است و منتظر آمدنت هستم و هر صبح جمعه سراغت را از باد صبا مي گيرم، نشاني از كوي آشناي تو مي پرسم، اما باد صبا چون هميشه پاسخي ندارد. آه كه غروب جمعه که در راه است، چه دلگير است. اما مي دانم كه مي آيي و دست نوازش بر سر بشريت مي كشي، كدورت همه پليدي ها را از پي بناي جهان مي زدايي و آيينه روشن و بي غبار دين را در برابر چهره انسان مي گيري.

      اي مولا سر انگشتان شفابخش تو، سبزينه سراسر دنياست. هرگاه نيم نگاهي به سوي ما روانه كني، روان ما در گلزار طلوع و تجلي، از همه پژمردگي ها رهايي مي يابد. همه شب منتظرت هستم تا اگر شبي گذرت به كوچه دلمان افتاد و از روي كرم گوشه چشمي به كوچه تاريك دل ما كردي و آن را از نور خود منور ساختي، در خواب غفلت فرو نرفته باشد. شب ها را به اين اميد روز مي كنم و روزها را به اين اميد شب كه تو بيايي و دل هاي زخم خورده مان را مرهم گذاري. ديگر روزهاي هفته برايم معنا ندارد. تنها به جمعه مي انديشم، اي كاش هر روز جمعه بود و جمعه اي معطر نزديك جمعه موعود. جمعه اي پر از عطر اقاقيا، جمعه اي به عطر خوش محمدي( ص ) جمعه اي سرخ و حسيني( ع ) جمعه اي سفيد به پاكي دل منتظران عاشق و جمعه اي سبز به سبزي « جمعه ظهور ».


صداي منجي مي آيد
گوش فرا بده ...
با دقت گوش فرا بده ...
صداي قدم هايش را خواهي شنيد.
اگر با گوش دل، گوش فرادهي، زمزمه هايش را نيز خواهي شنيد.
با كه نجوا مي كند؟
چه مي گويد؟
با خداي خود چه مي گويد؟
آيا ظهورش را از خدا طلب مي كند؟
صداي قدم هاي استوارش را نمي شنوي؟
با دقت گوش فرا بده ...
به كجا مي رود؟
نمي دانم.
شايد براي تسكين درد دردمندي به عيادتش مي رود ...
شايد مي رود تا راه را به گمگشته اي نشان دهد ...
شايد به زيارت قبر مخفي و بي نور و چراغ مادرش مي رود ...
شايد به كربلا مي رود ...
شايد ...
گوش فرا بده ...
چه مي گويد؟
چه مي شنوي؟
نداي آسماني اش عرش را به لرزه مي اندازد.
« انا بقیه الله »
به دقت گوش فرا بده.
آيا درست شنيده اي ـ ندا نداي آشنا نيست.
وصفش را زياد شنيده بودي ـ صدا صداي منجي است.
اين صدا به دلت مي نشيند.
مثل اينكه تمام هستي منتظر اين نداست.
از آدم تا خاتم.
آري ...
نداي حق طلبي و مژده ظهورش را از هم اكنون مي توان شنيد. پس با دقت گوش فرا دهيم.
با گوش دل گوش فرا دهيم.
نكند گوش هايمان را ببنيديم. يا خودمان نخواهيم كه بشنويم كه ظهور نزديك است.


      باز زمین مقدس جمکران و آن آبادی دلهای تنگ را به چشم سر دیدم و به چشم دل سپردم، اما حیف که بیشتر دنیا خواستم و شفا و دوای عاجلی را.
در این سالهای دید و بازدید با خود عهد کرده بودم که در این مکان مقدس کار دنیا را به عرض نرسانم، این بار هوشیار نبودم و خواستن زمینی ام گل کرد و به محضرش رساندم، بعدا فراوان شرمنده شدم و بسیار عذر خواستم و عهدم را تجدید کردم، آیا قبولم می کند؟ و رسم مرسوم خدایش را همچنان برقرار می دارد؟ به خودم دلداری دادم، او مهربان است و خلق خدایش را دارد.

ای روزگار! بسوزی که آدمی را به چه وا میداری!
به چه دلی توانستیم آه جمکران را زمینی کنیم!
وقتی خاک زمین را بر سر می کنیم!
دیگر چه انتظاری می توانیم داشته باشم!؟!

در جمکران فقط باید ظهورش را خواست و آمدنش را،
کار زمین را به زمین باید سپرد،
اگر او بیاید زمین هم آسمانی خواهد شد!
نخواهد شد!؟
از شما می پرسم، دوستان!!!

یادم می آید امروز (دیروز) جمعه، باز هم دلگیری سراغمان را گرفت و بی اختیار از اهلش و به زبان لکنت خود دست به دعا برداشتم و گفتم:

      تنـــت بــه ناز طبیــــــبان نیازمنــــــد مبـــاد     وجود نازکــــــت آزرده گزنــــــد مبـــــــاد
      سلامــــت همه آفاق در سلامـــــت توست     به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
      جمال صورت و معنی ضامن صحت توسـت     که ظاهرت دژم و باطنت نژند مبــــــــاد
      در این چمن چو در آیـــد خزان به یغمایـــی     رهش به سرو سهی قامت بلند مبــاد
      در آن بســـاط که حسن تـــو جلــــوه آغازد     مجال طعنه بدبین و بد پسنــــــــد مباد
      هر آنکه روی چو ماهــــت به چشم بد بیند     بر آتش تو به جز جان او سپنــــــد مباد

[ شکرفشانی و نیاز گویی و ناز خواهی و مجنونی حافظ است دیگر، کاری نمیشود کرد! وقتی می خواهد بگوید، می گوید و ظریف هم می گوید: ]

      شفا زگفته شکرفشـــــان حافــــــظ جــــوی     که حاجتت به علاج گــلاب و قنــد مباد

و نیز یاد « ایلیا » خاطرم را گرفت و آخرین دست نوشته او را که سروده ای بود به زبان آوردم:

      بســــــــوزان هر طـــريقي مي پسندي     کــه آتش از تو و خاكـــــــــستر از من
      بكش چون صيــــد و در خونــــم بغلطان     تـــــماشا كــــــــردن از تــو پرپر از من
      ندارم چون متاعـــــي ديگر اي عشــــق     بگيــــر انگشــت و اين انگشتر از من
      مـــرا كـــن زائـــــــــــر باباي زيــــــــــــنب     كه خـون ســـــر از او چـشم تر از من

      این باز نیز به رسم وفا و سابق، اسامی تمام دوستانم را به یاد آوردم و از طرف تک تکشان به عرض رساندم:

      « السلام علیک یا صاحب العصر و الزمان »

این اسامی یادم بود:

« ... آخرین منجی، از مسجد چی باقی مانده، اسطوره های ملی ایران زمین، چهار عزیز در اسارت، حضور یک، صدای سخن عشق، صفحات انتظار در فراق گل نرگس، ماه گرفته، ماوای انتظار، منتظر تنها، منتظران یوسف فاطمه، هم نامی دیگر، همسفر مهتاب، ولگرد ستاره ها، یک دوست، ارمیا، محبان اهل قلم، لب گزه، همفکری، مهاجر، سیده و یه چشم به راه، فاطمه، صدر، امین، رهرو، سفیر، ونداد، چشم انتظار یار، روح الله، سراب عشق، پای میز اندیشه، دو تا دونه آدم، آتشفشان دل، قافله نور، عروج یک فرشته (مادر)، و ...، و دوستانی که وب ندارند و اهل سلام و صلواتند، بخصوص خاطر عزیزی که اکنون در یادم هست و جوهر اهدائیش چنینم به دست روان شد ... الحمدالله ... »

      ... »

دوستان! خیرتان پیش، زنده مانید، آه انتظار را همیشه به دل داشته و بخروشید!
تهران ... 19/12/1384 - 21:30


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر



+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 16:10  توسط شریف  | 


بسم الله الرحمن الرحيم

« السلام علیک یا صاحب العصر و الزمان »

« السلام علیکما یا حجتی الله »



      « ...

      در ساعت شش بامداد چهارشنبه هفته گذشته، گروهي از تروريست ها در شهر سامرا با پوشش لباس پليس عراق وارد صحن و حرم مطهر امام هادي (عليه السلام) و امام حسن عسكري (عليه السلام)، حضرت نجمه و نرجس خاتون، عمه و مادر گرامي بقيه الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه) كه در يك ضريح شش گوشه زينت بخش زمينيان شده اند، مي شوند. تروريست ها ابتدا دست و پاي خدام حرم را بسته و آنان را در يكي از اتاق هاي صحن زنداني مي كنند و سپس دو بمب قوي را يكي در سرداب حرم مطهر كه محل غيبت امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) مي باشد و ديگري در كنار ضريح مطهر قرار مي دهند و به سرعت از حرم خارج مي شوند تا ظرف چند دقيقه دو انفجار قوي 11 متر از گنبد طلايي حرم مطهر و يك گلدسته را تخريب نمايد.

ويژگي هاي سامرا و حرم عسكريين (عليهما السلام)

      سامرا خلاصه سه كلمه «سر من رأي» است يعني «شاد مي شود هر كس آن را ببيند» و اين به دليل حضور مرقد مطهر دو امام بزرگوار شيعه است كه پس از ايشان غيبت صغري و كبراي امام عصر (عجل الله تعالي فرجه) آغاز شد. تكريم حرم مطهر اين دو امام بزرگوار در احياي حقيقت مهدويت و احياي ياد و نام بقيه الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه) نقش بسزايي ايفا نموده است. از اين رو در طول تاريخ تشيع علماي بزرگواري همچون ميرزاي شيرازي (صاحب فتواي تحريم تنباكو) با اقامه جماعت و تشكيل كلاس هاي درس و بحث در سامرا، موجبات زنده نگه داشتن مسأله انتظار و مهدويت را فراهم آوردند، اگرچه زحمات و مشقات فراواني را به جهت حضور معاندين و برخي ناصبي مذهب ها متحمل شدند.
يكي از ويژگي هاي حرم عسكريين (عليهماالسلام)، آن است كه مرقد پاك اين دو امام، محل زندگي آن بزرگواران نيز بوده است. همچنين محل ولادت حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه) هم در اين خانه بوده و مادر گرامي ايشان حضرت نرجس خاتون كه در سنين 30 تا 35 سالگي امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) از دنيا رفتند به دستور حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه) و به دست محمدبن عثمان بن سعيد عمري در اين محل و در كنار مرقد امام حسن عسكري (عليه السلام) به خاك سپرده شدند و عمه بزرگوار حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه) جناب حكيمه خاتون كه در مراسم ولادت ايشان نقش اساسي داشتند در اين ضريح مدفون هستند.
سامرا، همچنين محل تبعيد امام هادي (عليه السلام) و امام عسكري (عليه السلام) است كه در ايام حيات اين دو امام همام و سپس در دوران غيبت صغري، شيعيان و محبان اهل بيت (عليهم السلام) در اين شهر اجتماع مي كردند و بيشترين ارتباط را با نواب خاص حضرت يعني عثمان بن سعيد عمري و پسر بزرگوارش محمدبن عثمان بن سعيد عمري و حسين بن روح نوبختي و علي بن محمد سيمري كه نيابت خاص امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) را برعهده داشتند، برقرار مي كردند.

جنايت در سكوت

      مواد 49، 50 و 51 معاهده 1949 ژنو كه موضوع آن اردوكشي هاي نظامي و مقررات مربوط به حقوق مردم كشورهاي اشغال شده است، تأكيد دارد حفظ جان و مال و حقوق عمومي ملت هايي كه كشورشان به اشغال نظامي درآمده است، برعهده كشور اشغال كننده است. در ماده 34 از همان معاهده تصريح شده است كه قواي اشغالگر نبايد به بناها و آثار تاريخي و مذهبي كشور اشغال شده آسيبي برسانند و ماده 36 معاهده بر مجازات كساني كه مفاد لازم الاجراي مواد ياد شده را ناديده گرفته اند، تأكيد مي ورزد.
اشاره به معاهده 1949 ژنو كه تقريباً از سوي تمامي كشورهاي عضو سازمان ملل متحد پذيرفته شده و اجراي آن را تعهد كرده اند، تأكيدي دوباره بر اين حقيقت است كه معاهدات بين المللي در جهان امروز ارزشي بيشتر از كاغذ پاره هاي بي ارزش نداشته و اين ملت ها هستند كه براي دفاع از جان و مال و حيثيت و هويت خويش تنها بايد به توانمندي هاي خود تكيه كنند.
جنايت وحشيانه هفته گذشته در سامرا، در كشوري اتفاق افتاد كه تحت اشغال نظاميان آمريكايي و اروپايي است و مانند ساير جنايات هولناك، مسئوليت آن طبق مفاد معاهده 1949 ژنو، برعهده نظاميان اشغالگر است. علاوه بر آنكه شواهد و قرائن موجود كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه در اين جنابت نيز مانند جنايات قبلي، نظاميان آمريكايي و اروپايي به همراه افسران اطلاعاتي رژيم صهيونيستي، نقش اصلي را به عنوان عامل مستقيم جنايت برعهده داشته اند.
در جنايت هفته گذشته، ابتدا تعدادي افراد مسلح وارد محوطه حرم شده و خادمان را در اتاقي زنداني كرده و دست و پاي آنان را مي بندند. فرياد و سروصداي اوليه خادمان و تلاش 20 دقيقه اي مهاجمان براي زنداني كردن و بستن دست و پاي آنها در كمال آرامش خاطر افراد مسلح صورت مي پذيرد. مهاجمان پس از اين اقدام وارد حرم مي شوند و تعدادي بمب با مواد انفجاري قوي و سنگين را در اطراف ضريح مطهر حضرت امام هادي (عليه السلام) كار مي گذارند و سپس با استفاده از نردبان بلندي كه براي نظافت سقف حرم مطهر به كار مي رود، يك يا دو بمب بسيار قوي و با خرج انفجاري سنگين و حجيم را به زير گنبد مطهر كشانده و كار مي گذارند. مجموعه اين اقدامات، در صورتي كه مهاجمان از افراد حرفه اي و آموزش ديده باشند، حداقل 45 دقيقه به طول مي انجامد.
از سوي ديگر، برخي گزارش ها حاكي از آن است كه علاوه بر انفجار بمب هاي كارگذاشته شده در درون محوطه حرم مطهر، گنبد طلايي حرم شريف نيز از بيرون خمپاره باران شده است.
ساكنان اطراف حرم و نيز خادمان حرم، شنيدن صداي چند انفجار بعد از انفجارهاي اوليه را كه مربوط به بمب گذاري هاي درون حرم بوده است، تأييد كرده اند و برخي صاحبنظران تخريب هاي بيروني را ناشي از اصابت گلوله هاي خمپاره، آرپي جي و ادوات تسليحاتي نظير آنها ارزيابي مي كنند.
شهر سامرا، از روزهاي آغاز اشغال عراق به طور مستمر تحت نظارت و مراقبت شديد نظاميان آمريكايي بوده است، اين مراقبت نظامي به اندازه اي سنگين و همه جانبه است كه در بسياري از موارد، چرخه طبيعي و عادي امور شهروندان سامرا با دشواري روبروست. اكنون كدام عقل سليم مي تواند بپذيرد در شهري مثل سامرا كه بشدت تحت مراقبت هاي ويژه نظاميان آمريكايي قرار دارد، تعدادي افراد مسلح، مأموريت جنايتكارانه خود را در فاصله زماني طولاني و بدون كمترين دغدغه از حضور و ممانعت نظاميان آمريكايي به انجام برسانند و سپس در حالي كه صداي انفجار بمب هاي كار گذاشته شده در حرم مطهر به طور طبيعي بايد توجه نظاميان آمريكايي را جلب كرده و به آن سو بكشاند، در بيرون محوطه حرم مستقر شده و گنبد را گلوله باران كنند و در تمامي اين مدت طولاني، از تعرض نظاميان آمريكايي در امان باشند؟

منشور چند ضلعي جنايت در سامرا

      حادثه بي سابقه سامرا كه موارد مشابه آن يعني تخريب قبور مطهر ائمه(ع) تنها در دوران خلفاي عباسي و سپس حمله وهابيون به كربلاي معلا سابقه داشته است، ظاهري ساده و از جنس ديگر عمليات هاي تروريستي در عراق دارد اما واقعيت آن است كه حادثه سامرا يك منشور چند ضلعي است و از هر سو كه بدان نگريسته شود، ابعاد گوناگوني از يك طرح پيچيده را به رخ ناظران خواهد كشيد.
يكي از وجوه حادثه سامرا، تغيير شكل حركات تروريستي است يعني به جاي هدف قرار دادن مردم بي گناه كوچه و بازار و چهره هاي برجسته سياسي شيعيان، به سمت تعرض به نمادهاي شيعه و تخريب و هتك حرمت اماكن مقدسه حركت كرده اند. به اعتقاد عوامل پشت پرده اين حركات تروريستي، تجربه 53 ماهه اشغال عراق نشان مي دهد كه ترور مردم بي گناه كوچه و بازار ديگر اثر نداشته و براي به غليان درآوردن احساسات شيعيان بايد به سمت تخريب اماكن و نمادهاي آنان حركت كرد تا شايد با استفاده از واكنش هاي احساسي آنان، آتش جنگ هاي داخلي و مذهبي در كشور عراق شعله ور گردد.
از سوي ديگر، انتخاب بارگاه ملكوتي امام هادي(ع) و امام عسكري(ع) و به طور خاص شهر سامرا براي انجام اين جنايت هولناك، كاملا هدفمند و سياسي به نظر مي رسد چرا كه سامرا در يكي از حساس ترين مناطق عراق واقع شده است، منطقه اي حائل ميان اهل سنت، شيعيان و كردها. برافروختن آتش فتنه در اين نقطه حساس مي تواند اين سه طايفه بزرگ در عراق را درگير جنگي خانمان سوز نمايد.
حرفه اي انجام گرفتن جنايت سامرا و رد پاي آشكار سازمان هاي اطلاعاتي اشغالگران، نشان از كاهش شديد ذخاير استراتژيك و حتي لجستيكي اشغالگران و تروريست ها در مقابله با جريان هاي فزاينده شيعيان دارد. با ايجاد دولت منتخب ملي در عراق، هم تروريست ها و هم اشغالگران به آخر خط رسيده اند و ديگر بهانه اي براي حضور و بروز ندارند. حوادثي از جنس انفجارهاي سامرا شايد بتواند آنها را از بن بست فعلي خارج نمايد. اعلام آمادگي سريع جرج بوش براي بازسازي حرم مطهر سامرا، دقيقا با هدف اثبات و تبليغ هرچه بيشتر تحليل غلط جريان سلفي-وهابي و امثال القاعده و زرقاوي است كه سعي مي كنند شيعيان عراق را متحد آمريكا معرفي كنند.
از سوي ديگر نبايد فراموش كرد كه يكي از اهداف رواني انفجار سامرا، القاي حس تحقير و ناتواني به شيعيان و از ميان بردن اعتماد به نفس نوپاي آنان مي تواند باشد. انتخاب هاي سه گانه عراق و پيروزي هاي قاطع شيعيان، آنان را در عالي ترين سطوح سياستگذاري و مديريت جاي داده و پس از گذشت قرن ها از حاكميت اقليت اهل سنت در عراق، اينك مجالي براي عرضه پتانسيل ها و ظرفيت هاي توانمند و كارساز شيعيان در نوسازي جامعه عراق به وجود آمده است و با تلاش و روحيه اي كه تاكنون شيعيان از خود به نمايش گذارده اند، نويد جامعه اي اسلامي و تعالي يافته را در عراق داده اند.

برگه هاي اقتدار ايران

      به نظر مي رسد ضلع چهارم انفجارهاي سامرا، سوزاندن برگه هاي برنده ايران در عراق به خصوص در آستانه ورود موضوع فعاليت هاي هسته اي ايران به مراحل حساس تر با گزارش ماه مارس البرادعي باشد. «خالد الحروب» دبير تحريريه روزنامه «الشرق» قطر، يك روز پس از حادثه سامرا، با درج مقاله اي تحت عنوان «برگه هاي اقتدار ايران در رويارويي با آمريكا» تصريح كرد: «فعاليت هاي هسته اي ايران، منظومه غرب را به چالش كشيده است. پيروزي هاي متمادي فرزندان معنوي انقلاب ايران در كشور هاي لبنان، فلسطين و عراق، معادلات قدرت را در منطقه برهم زده است. در اين ميان حضور 150 هزار نفري نيروهاي آمريكايي در عراق و به قدرت رسيدن شيعيان در اين كشور را بايد از برگ برنده نهايي ايران دانست چرا كه نيروهاي كارآزموده و جنگ ديده سپاه بدر، آماده رويارويي مستقيم با هر نيرويي كه بخواهد از عراق به عنوان پايگاهي براي تجاوز به ايران استفاده نمايند، هستند.»
اوج گيري جنگ هاي داخلي در عراق مي تواند منجر به خروج برگ برنده عراق از دستان جمهوري اسلامي ايران باشد. روي كار آمدن يك دولت شيعي ضعيف در عراق كه درگير مسائل داخلي و جنگ هاي مذهبي و طايفه اي باشد، حياتي ترين استراتژي اشغالگران عراق خواهد بود. بدون شك درگيري هاي داخلي در عراق، اقدامي سرنوشت ساز در جهت تنگ تر كردن حلقه محاصره ايران در منطقه و سلب رفتارهاي استراتژيك از جانب كشورمان خواهد بود.
اوج گيري تحركات ديپلماتيك آمريكا در منطقه را بايد در شكل گيري نوع جديدي از تهديدات عليه جمهوري اسلامي ايران قلمداد كرد. بازگشت آمريكايي ها به سياست هاي كلاسيك انگليسي ها را بايد از جمله اين اقدامات برشمرد. دامن زدن به درگيري هاي قومي، تضعيف حكومت هاي ملي، رايزني با سران گروه هاي مذهبي و ملي، پشتيباني مالي و لجستيك از طرفين درگيري و در نهايت درخواست شرمگينانه از نيروهاي مافوق گروه هاي رقيب، نسخه اي است كه اينك براي كشور عراق پيچيده شده است.
روزنامه عربستاني «الوطن»، در شنبه هفته جاري از تشكيل گروه فتنه در عراق خبر داد. اين روزنامه به نقل از منابع اروپايي در بروكسل نوشت: «دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي آمريكا براي كاهش وقوع عمليات نظامي عليه نيروهاي ائتلاف در عراق، در تلاش براي ايجاد يك جنگ داخلي در اين كشور هستند. دستگاه هاي امنيتي آمريكا با استفاده از تجربه نيروهاي استعمارگر انگليس در مصر و پشتيباني از نيروهاي قبطي جهت شعله ور نمودن آتش جنگ هاي داخلي در مصر، اينك روي به تحريك احساسات مذهبي شيعيان و سني هاي عراق آورده اند.»
استراتژيست هاي غربي با تقسيم منطقه ژئواستراتژيك خاورميانه به سه حوزه 1- شمال آفريقا شامل مصر، الجزاير، مراكش، تونس، سودان و... 2- منطقه مركزي شامل فلسطين، سوريه، لبنان، اردن و ... 3- منطقه شرقي كه در آن كشورهاي حوزه خليج فارس به همراه ايران، عراق، افغانستان، پاكستان و... قرار دارند، معتقدند پيروزي قاطع مجاهدين در انتخابات پارلماني افغانستان، نفوذ معنوي و كاريزماي ايران در منطقه كشمير، شيعيان پاكستان و هند، عراق، كويت، منطقه شرقي عربستان، بحرين، امارات و ديگر كشورهاي منطقه شرقي خاورميانه، حوزه شرق را تحت سيطره كامل ايران قرار داده است. از سوي ديگر پيروزي هاي حزب الله در لبنان، حماس در فلسطين و همراهي سوريه با سياست هاي منطقه اي ايران، منطقه مركزي خاورميانه را نيز در حوزه نفوذ و بازيگري ايران قرار داده است كه اين امر مخاطرات جدي را براي دنياي غرب به ويژه آمريكا و رژيم صهيونيستي به همراه خواهد داشت.
به اعتقاد اين تحليلگران، قطع ارتباط شرق با حوزه مركزي خاورميانه با ايجاد درگيري هاي داخلي در عراق و ايجاد فشارهاي بين المللي بر سوريه، امري ممكن و انجام شدني است كه تحركات ماه هاي اخير غرب در اين دو كشور را در اين راستا مي توان ارزيابي كرد.

سياست مهار دوجانبه

      زاويه ديگر فاجعه سامرا، اجراي سياست مهار دو جانبه آمريكاست. آمريكايي ها در دهه هشتاد ميلادي با استراتژي مهار دو جانبه در صحنه جنگ عراق-ايران وارد شدند. آمريكايي ها با شناخت نسبتا كاملي از روحيات و روانشناسي سياسي مردم و گروه هاي عراقي در نظر دارند با انفجار سامرا، اين بار سياست مهار دوجانبه را بر محور «شيعه-سني» و حتي «شيعه-شيعه» كليد بزنند. به زعم آمريكائيان، با وقايع اخير و غليان شديد احساسات و هيجانات شيعيان، زمينه براي ميانداري و صحنه گرداني جريان هاي راديكال شيعي وجود دارد كه اين امر به كاهش نفوذ ايران در عراق و برهم خوردن توازن فعلي كه جمهوري اسلامي ايران با درايت خاص خود نقش مهمي در ايجاد آن داشته است، منجر مي شود.
ايجاد جبهه اي جديد براي ايران و عليه ايران، يكي از اهداف اصلي اين انفجار مي باشد چرا كه واكنش جمهوري اسلامي ايران در قالب يك دولت همسايه و با چارچوب ها و ملاحظات خاص ديپلماتيك و هوشمندانه، احتمالا نمي تواند كاملا مورد قبول و رضايت بخشي از شيعيان خشمگين و هيجان زده عراق كه مي تواند با عناصر نفوذي فتنه جويان هدايت شوند، باشد و اين طرح اگر موفق شود، در نهايت باعث انفعال ايران در بخشي از صحنه سياسي عراق خواهد شد.
از ديگر اهداف حادثه سامرا، ضربه زدن به مرجعيت شيعي عراق و كاهش نفوذ مراجع و روحانيون در ميان گروه هاي سياسي شيعي است. طراحان فاجعه سامرا با آسيب رساندن به يكي از مقدس ترين اماكن شيعي، خواستار ايجاد شديدترين واكنش ها و احساسات هستند. طبق پيش بيني و تمايل طراحان انفجارها، با افزايش هيجانات و غليان احساسات شيعيان، هدايت افكار عمومي شيعيان به دست جريان هاي راديكال شيعي كه از حوادث سال قبل نجف اشرف همچنان خشمگين هستند، مي افتد كه اين امر به دور زدن مراجع شيعي و كاهش نفوذ آنها بر مردم عراق منجر خواهد شد.

مولفه هاي يك طرح اسرائيلي

      با بررسي اضلاع مختلف فاجعه سامرا به نظر مي رسد اين حادثه همه مولفه هاي يك طرح اسرائيلي را داراست. اين گمانه با توجه به نوع عمليات كه با استفاده از اختفاي كامل و انفجار و تخريب همراه بود، رفت و آمدهاي فراوان عوامل سياسي-اطلاعاتي رژيم اشغالگر قدس در منطقه كردستان عراق، سرنگوني هواپيماي فالكون اسرائيلي در منطقه سليمانيه، سرمايه گذاري اين رژيم براي ايجاد كردستان بزرگ، ترور و ربايش نخبگان عراقي، ايجاد پايگاه هاي شنود و به پرواز درآوردن هواپيماي بدون سرنشين در مناطق مرزي ايران و... به شدت تقويت مي شود.
بدون شك متهم اصلي حادثه سامرا را بايد آمريكا و زائده نامشروع آن يعني رژيم صهيونيستي دانست. رژيمي كه با طرح يك سوال درباره سابقه تاريخي هولوكاست، مشروعيت خود را در معرض خطر جدي احساس كرده است و براي خروج از اين بن بست كشنده دست به هر اقدامي خواهد زد. طراحي و اجراي پروژه كاريكاتور هاي اهانت آميز جهت تغيير صف بندي «اسلام و صهيونيست» به سمت «اسلام و مسيحيت» از برنامه هاي پيچيده استراتژيست هاي صهيونيستي بود كه برخلاف پيش بيني دنياي غرب به انسجام و وحدت دنياي اسلام در برابر زياده خواهي ها و قلدرمآبي هاي حاكمان سلطه در جهان امروز منجر گرديد. موجي كه بيداري و خروش دنياي اسلام را نويد داد. نمايش اجتماع 5/1 ميليوني مردم تركيه در اعتراض به اين كاريكاتور هاي موهن و يا گستره اين اعتراضات كه از قلب اروپا آغاز و به پنج قاره جهان كشيده شد، دنياي غرب را وادار نمود كه با تغيير استراتژي، ميدان نبرد را به درون كشورها و مذاهب اسلامي يعني تلاش براي ايجاد درگيري هاي قومي و مذهبي و جنگ شيعه و سني بكشاند تا سياست مهار منطقه اي را ايجاد نمايد.
از كنار ديدارهاي اخير زلماي خليل زاد سفير كهنه كار آمريكا در عراق با مقامات كرد و اهل سنت عراق را نبايد به سادگي گذشت. حرف هاي بي ربط خليل زاد مبني بر اينكه به دليل شائبه هاي طايفه اي نبايد مسئوليت وزارت دفاع و كشور به شيعيان سپرده شود و يا دخالت هاي گستاخانه وي در امتياز دادن به گروه هاي لائيك و دسيسه افكني هايش در تشكيل كابينه، نشاني از واماندگي آمريكا در پيشبرد بازي دمكراسي در عراق دارد. امروز لحن عصباني و پرخاشگرانه رايس، ريچارد پرل، پل ولفوويتز، جان بولتون و ريچارد آرميتاژ به خوبي گواه اين مدعاست.
فاجعه سامرا با همه تلخي ها و تأثرهايش به وقوع پيوست. جنايتي سياسي كه نه تنها دل ميليونها شيعه عراق بلكه دنياي اسلام را به لرزش و خروش درآورد. تجربه همگرايي دنياي اسلام در واكنش به كاريكاتورهاي موهن، تجربه اي شيرين و ماندگار است كه توطئه شوم دشمنان را به فرصتي براي پيوند ملل و دولت هاي اسلامي تبديل كرد. پيام هاي صريح و سريع مراجع عراق در نكوهش هرگونه اقدام فردي و احساسي و همچنين مهر تأييدي كه مقام معظم رهبري بر اين تدبير خردمندانه مراجع عظام گذاردند، نشان مي دهد كه با هوشمندي و غيرتمندي مي توان از دل تهديدها و فتنه ها، فرصت هايي ناب و مغتنم براي نمايش اقتدار و انسجام دنياي اسلام خلق كرد به شرط آنكه دل و جان به فرمان قافله سالار سپرد.
      « و مكرو و مكرالله والله خير الماكرين »

      ... »

      برگرفته از هفته نامه « ... » دوشنبه 8 اسفند 1384 ، سال ششم ، شماره 242




اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر



+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 19:0  توسط شریف  |