تبليغاتX
خورشید مغرب
دین و سیاست و اندیشه در منظر انتظار
بسم الله الرحمن الرحیم بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین »        اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً »        



بسم الله الرحمن الرحيم


سلام دوستان ...
      و عزیزان فرزانه ...

      دستان ادب بر سینه گذاشته و سر غرور و خودخواهیم را بزیر می آورم و از جمع بزرگواران عذر میخواهم. شایستگی های شما بیش از اندازه بود، پاسخ و جواب من اندازه ای نگرفت، در واقع جوابی ندادم و پاسخی نرساندم، جز شرمندگی و تاسف هیچ در خود ندارم، فراوان از روی همه شما شرمنده ام، خواستید می بخشید، نخواستید سزاوارم تادیب هستم و مودب میشوم.

      گفتنی زیاد دارم، باشد تا بعد و باز هم از همه ممنونم و خاکبوس قدمهایتان هستم، سرافراز باشید و همیشه ایام خوش و خرم، ایام به کامتان و سرور و نور در جانتان، دعایم کنید که فراوان در اماکن امن دعایتان کردم ...

      خطابتان میکنم و اسم می برم همه را، آنهایی را که به یاد می آورم، اینانند:

      « ... آخرین منجی، از مسجد چی باقی مانده، اسطوره های ملی ایران زمین، چهار عزیز در اسارت، حضور یک، صدای سخن عشق، صفحات انتظار در فراق گل نرگس، ماه گرفته، ماوای انتظار، منتظر تنها، منتظران یوسف فاطمه، هم نامی دیگر، همسفر مهتاب، ولگرد ستاره ها، یک دوست، ارمیا، محبان اهل قلم، لب گزه، همفکری، مهاجر، سیده و یه چشم به راه، فاطمه، صدر، امین، رهرو، سفیر، ونداد، چشم انتظار یار، روح الله، سراب عشق، پای میز اندیشه، دو تا دونه آدم، آتشفشان دل، قافله نور، عروج یک فرشته (مادر)، و ...، و دوستانی که وب ندارند و اهل سلام و صلواتند، بخصوص خاطر عزیزی که اکنون در یادم هست و به جوهر اهدائیش چنین آورده ام ... »

      والسلام.


+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 16:10  توسط شریف  |